حالا که تنها شدم نیستی ببینی که از برکه دو چشمام اشکو بگیری ...
حالا دیگه آسمون چشماشو رو دلم میبنده
هر کی می بینه منو روشو اونور میکنه به من میخنده
یه نفر نیست تو این جماعت خوش گذرون
عشقو نقاشی کنه یا بشناسه تو رو
حالا که تنها شدم نیستی ببینی نیستی که از برکه دو چشمام اشکو بگیری...
سرمو رو شونه گرمت بذارم از تو بخونم آروم بگیرم
نیستی ببینی با دلم چجوری تا میکنم
قصه یه لحظه عشق امروز و فردا می کنم
هیشکی محل نمیذاره به قلب پا خورده ی من
رد میشن از کنار من میگن ولش کن دیوونس
حالا که تنها شدم نیستی ببینی نیستی که از برکه دو چشمام اشکو بگیری ...
به یاد خنده های تو هر روز گریه میکنم
این همه حرف های توست که من ترانه می کنم ...!![]()